تبليغاتX
با هم

با هم

از فرهنگ و تاریخ تا سفر و اوقات فراغت

در زندگی فهمیده ام

دنیا و زندگی همین چند روزه و نباید بیهوده هدرش بدم وباید از هر لحظه اش بهترین استفاده رو بکنم به شما هم توصیه میکنم.      + باطنیه+

 

در زندگی فهمیده ام که .....
ارزش زندگی به دوست داشتن و دوستیهاست.از نوع نابش...مثل خودم و خودت    +زهرا سادات+

.........................................................................................................................................

در زندگی فهمیده ام  را با جملات خودتان کامل کنید تا در وبلاگ بگذارم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

دوباره سلام

عرب هر چه باشد مرا دشمن است
کج اندیش و بدخلق و اهریمن است

چو بخت عرب بر عجم چیره گشت
همه روز ایرانیان تیره گشت

جهان را دگرگونه شد رسم و راه
تو گونی نتابد دگر مهر و ماه

ز می ، نشنه ، نعمه از چنگ رفت
ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت

ادب خوار گشت و هنر شد و بال
به بستند اندیشه را پر و بال

جهان پر شد از خوی اهریمنی
زبان مهر ورزیده و دل دشمنی

کنون بی غمان را چه حاجت بمی
کران را چه سودی ز آوای نی

که در بزم این هرزه گردان خام
گناه است در گردش آریم جام

بجانی که خشکیده باشد گیاه
هدر دادن آب باشد گناه

چو با تخت ، منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود

ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود...
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

حذف جزیره کیش از بین مقاصد غواصی

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ غواصي در کيش در تمامي طول سال امکانپذير است و سايت‌هاي کم عمق اين جزيره براي غواصي تمامي افراد، حتي اشخاص مبتدي بسيار مناسب است. همچنين وجود مراکز آموزشي و تفريحي غواصي درکيش اين جزيره را تبديل به قطب غواصي کشور کرده است.
 
ايرج سرچمي مدير يک وب سايت آموزشگاه غواصي با اشاره به اين نکته که غواصي بانوان در جزيره کيش با رعايت ضوابط خاص اجرا مي‌شود گفت: «در کيش حدود 15 سايت براي غواصي در نظر گرفته شده است که در ميان آنها 3 مکان براي غواصي خانم‌ها در نظر گرفته شده است که در صورت حضور مربي خانم،‌ غواصي آنها امکان پذير خواهد بود.»
 
غواصي خانم‌ها و آقايان جدا از يکديگر و در ساعت‌‌هاي خاصي انجام مي‌شود. به گفته سرچمي بسياري از زوج‌ها و خانواده‌هاي علاقه‌مند به غواصي هنگامي که با چنين مسئله‌اي روبه‌رو مي‌شوند شايد بار اول بپذيرند که با چنين روشي غواصي کنند ولي بار دومي براي غواصي آنها در آبهاي ايران درکار نخواهد بود.
 
به گفته وي که در موسسه غواصي دانشگاه مديترانه شرقي قبرس و مرکز بين المللي غواصي بالي در اندونزي نيز به تدريس غواصي مشغول است، بسياري از گردشگران علاقه‌مند به غواصي پس از آنکه آموزش غواصي را مي‌بينند براي غواصي تفريحي خود‌ تورهاي خارجي را انتخاب مي‌کنند و به سواحل اندونزي، قبرس و تايلند مي‌روند. اينگونه است که چنين طرحي در ايران با رکود روبه‌رو شده است.
 
سرچمي که حدود شش سال است در آبهاي خليج فارس به آموزش غواصي مشغول است به ازبين رفتن بسياري از سايت‌ها در سواحل کيش به دليل بي‌توجهي به محيط زيست منطقه اشاره کرد و گفت: «در حال حاضر از منطقه و دايو بيگ کورال جز اسم آن چيزي باقي نمانده است و تا 5 سال آينده غواصي در اين منطقه مختل خواهد شد.»
 
وي در توضيح اين امر گفت: «به دليل مرگ مرجانهاي اين منطقه و عدم تصفيه آب توسط آنها شفافيت آب ازبين خواهد رفت و در چنين شرايطي گردشگر علاقه‌اي به غواصي نخواهد داشت همانگونه که در دو منطقه ديگر در مناطق مرجاني شاهد مرگ مرجان‌ها و عدم بهره‌برداري از آن مناطق هستيم.»
 
اين مدرس بين المللي غواصي با اشاره به تاکيدات استاد باقريان و عدم توجه مسئولان به آن گفت: «حدود 6 سال پيش مرگ تدريجي مرجان‌ها در آبهاي کيش گوشزد شد ولي با عدم توجه مسئولان روبه‌رو شديم و اين مرگ تدريجي همچنان ادامه دارد و احتمالا تا 5-6 سال ديگر دايو غواصي مناسب نخواهيم داشت.»
 
دايو سايتها با ازدست دادن جذابيت‌هاي خود، هر روز گردشگران کمتري را جذب خود مي‌کنند و با محدوديت‌هايي که دراين خصوص وجود دارد بسياري از گردشگران آبها‌ي خارجي را براي غواصي خود برمي‌گزينند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

در زندگی فهمیده ام که ...

جمله بالا را کامل کنید... جمله ها را با اسم خوذتان در وبلاگ خواهم گذاشت:-)
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

قدیمی ترین هتل دنیا

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ هتل هوشي به عنوان کهن ترين هتل جهان از سال 1994 در کتاب رکوردهاي جهاني گينس ثبت شده است که امروزه به دليل قدمت تاريخي آن نه تنها به عنوان يک هتل بلکه به عنوان يک ميراث مستمر تاريخي و فرهنگي که با هنر و ميراث معنوي منطقه و کشور ژاپن پيوندي تنگاتنگ دارد.هنوز به کار خود ادامه مي دهد،
 
هتل هوشي با1300 سال قدمت،  به دليل اداره مستمر آن طي 46 نسل پياپي که از پدر به پسر به ميراث رسيده امروزه با عنوان گاريوايسم  يا زنگرو هوشي ، مفهومي در زبان ژاپني خلق کرده است که به معناي روح گاريو است که مفهوم غير لفظي آن  تداوم اداره يک ميراث  تاريخي و حفظ و ادامه بقاي آن طي نسل هاي متمادي است.
 
اين هتل از نظر قدمت تاريخي 1300 ساله و 46 نسل پياپي از يک خاندان را در پشت سر دارد اما اما اعتبار خود را صرفا نه از قدمت که از استمرار تاريخي و نيز کارکرد فراگير کنوني آن مي گيرد. 46 نسل از مديران اين هتل امروز زنجيره اي را شکل داده اند که سرحلقه اين نسل شخصي به نام      تاايچو دايشي بود .
در سال 717 ميلادي و درزماني که  تاايچو به عنوان يک شاگرد تمرين ها و مراقبه هاي دشوارش را آغاز کرده بود، استاد بزرگش را بخواب ديد که در قله کوهستاني هاکوسان که منطقه اي مقدس و کاملا دور افتاده براي نيايش و مراقبه راهبان بود اشاره کرده و مي گويد:«نزديک آن کوهستان در 20 -24 کيلومتري آن روستايي است به نام آوازو که در اعماق زمين هايش چشمه هاي آب گرم با قدرت شفابخش شگفت آوري جاري است . اين چشمه ها هديه اي است از« ياکوشي نيورايي »آن درمانگر روح به مردم اين روستا اما مردم هنوز از ارزش اين چشمه ها آگاه نيستند. تو به آن کوه و روستا برو و با کمک مردم چشمه هاي آب گرم را از اعماق خاک بيرون بياور تا براي ابد نعمتي براي ساکنان اين روستا باشد. »
تاايچو طبق فرمان استاد راه روستا را درپيش گرفت و به ازمردم درخواست کمک کرد تا گنجي را که زيرزمين قرار داشت کشف کنند . سپس بلافاصله به کمک شاگرش گاريو هوشي محل کوچکي براي اقامت و درمان اهالي احداث کرد و کار درمان مردم وبيماران منطقه را در پيش گرفت.
 
دايچو پس از اين که دستورات استاد خود را به جاي آورد به کار خود بازگشت و به تمرينات معنوي خود ادامه داد تا سرانجام به ساتوري و روشنايي رسيد . اما آوازه او همراه با شايعاتي از قدرت نهاني او در درمان بيماران به دربار نارا شهر تاريخي ژاپن رسيد.  نارا همامن شهري که اکنون نيز بافت تاريخي مشهوري است و در فهرست ميراث جهاني يونسکو ثبت شده است. فرمانروايان نارا  که با احترام به تايچو به او به عنوان مردبزرگ بافضليتي از اتسو ، کمک بسيار کردند ، و در جريان توسعه اين محوطه بود که نخستين و قديمي ترين مسافرخانه جهان با انگيزه هايي معنوي و در خدمت به بيماران شکل گرفت.
 
اين تداوم نسل اندر نسل در مديريت هتل هوشي زنجيره اي است که نخستين حلقه يا زنگروي آن گاريو هوشي است.
در آن زمان مردمان بسياري که از بيماري هاي مختلفي رنج مي بردند براي شفا به چشمه هاي آب گرم که به تازگي کشف و ساماندهي شده بود مي آمدند و گاريو با تمام قلب و مهرباني بسيار از آنان پذيرايي مي کرد. روح گاريو که با شفقت تمام به مردم بيمار خدمت مي کرد سبب شد که مرم به اين چشمه هاي شفا بخش به عنوان نعمتي جادويي و آسماني نگاه کنند و از اين رو هدايا و کمک هاي مالي بسياري به اين هتل و به شخص گاريو هوشي در ازاي خدمات صادقانه اش مي بخشيدند. اين هدايا سبب توسعه تجهيزات و شکل گيري هتلي شد که امروزه توسط چهل و ششمين زانگرو از خاندان هوشي اداره مي شود و به اين طريق گاريو ايسم با معناي خاصي که اکنون دارد، به حيات خود ادامه مي دهد.
 
هتل هوشي به سرعت با سنت هاي هنري و صنايع دستي منطقه مرتبط شد و درنتيجه هم اکنون اين هتل موزه اي دارد که بسياري از آثار هنري و ميراث فرهنگي ژاپن را در خود حفظ و عرضه مي کند. آثار هنرمنداني چون ساهيو سوميا درزمينه صنعت شمشير سازي و نيز استادان بنام ديگر درصنايع دستي و سنتي ژاپن چون ايسو کيچي آساکورا و ياسوکيچي توکودا و مانند آن در هنرهاي نقاشي و انواع ظروف و اشياي مختلف از جمله آثاري است که درموزه اين هتل دراختيار علاقمندان قرار مي گيرد.
 
امروزه اگر به سايت اين هتل مراجعه کنيد با بخش هاي متنوعي مواجه مي شويد که ضمن معرفي خدمات مختلفي که دراين هتل عرضه مي شود، نقش و جايگاه فرهنگي و تاريخي آن را نيز در تداوم سنت و ميراث محلي اين بخش از کشور ژاپن مشاهده مي کنيد.
 
بخش هاي متنوعي که علاوه بر بخش «يو» که در زبان ژاپني به معمني چشمه هاي آب معدني است ، شامل بخش هاي ديگري چون بخش «شوتسو » به معني اتاق ها است که  امکانات اقامتي اين هتل را به شما معرفي مي کند . همچنين بخش هاي «نيووا» يا باغ  و نيز «ياکاتا »يا تالار هتل که بخش هاي ديگر هتل است که هريک خدمات ويژه خود را به مشتريان و توريست ها عرضه مي کنند.
اما درکنار بخش هاي فيزيکي و ساختمان هاي هتل ، حفظ ميراث معنوي و نمايش و عرضه فرهنگ ژاپني در تمام ابعاد مادي و معنوي آن توامان – به گونه اي که گويي آسمان و زمين و ماديت و معنويت را با يکديگر پيوندي عميق و مکمل هم داده ، دراين هتل جلب نظر مي کند.
 
 
اين بخش ها شامل بخش «شوکو» يا غذا که درخدمت معرفي انواع غذاها و سنت هاي آشپزي اين کشور و منطقه است يا «ماتسوري» که به معني فستيوال ها و جشنواره هايي است که برگزار مي شود،  بخش نووه يا تاتر و نمايش ،و از همه جالب تربخش« پاکو» يا سرگرمي و تفريح ولذت ، درکنار بخش «آروجي» يا استادان فنون معنوي است. نوعي هماهنگي نرم و منعطف که در عمل و نه صرفا در گفتار، کوشيده است به تضاد پايان ناپذير ماده و معنا درنگرش هاي رايج جهان خط بطلان  کشد و نشان مي دهد که اين دو عنصر به ظاهر متضاد چگونه  مي توانند در عمل و نه تنها در حرف، مکمل و حيات بخش يکديگر باشند.
 
علاوه بر نحوه شکل گيري اين هتل ، هنرمندان و کساني که به طريقي در توسعه و تزيين و اداره اين هتل درگذشته و حال همکاري کرده اند نيز بسيار جالب توجه است.
 
در بخش موسوم به خوش نويسي با شخصي به نام «سوان اوزکي» آشنا مي شويم که  از راهبان معبد«دايي توکو» است. وي که راهبي بودايي است پس از پايان تحصيلاتش در رشته آموزش از دانشگاه نارا امروزه در بسياري از کشورهاي جهان در امريکا و اروپا شهرت دارد.
 
او به ويژه به سبب طراحي باغ و معماري و نقاشي هاي خاصي شهرت دارد که برخي از آن ها همانند باغ و نقاشي هايي به سبک آبستره که با ترکيب خاصي در چيدمان درختان، سنگ و شن خلق کرده و به طور کلي در خلق مناظر و چشم انداز هاي طبيعي متناسب با فرهنگ ذن که با فرهنگ بومي مردم  ژاپن  درپيوندي عميق است، شهرت بسيار دارد.
بخش جالب ديگري نيز در سايت اين هتل جلب نظر مي کند و آن بخشي  با نام «لس هنوکينس» است.
 
«لس هنوکينس» از جمله فعاليت هاي جانبي و فوق برنامه ديگر هتل هوشي است که با اتکا به اعتبار تاريخي و پيشينه فرهنگي درخشان اين هتل در سال 1987 آغاز شده است.
 
لس هنوکينس دراصل عبارت است از اتحاديه شرکت هاي گوناگون وفعال در سرتاسر جهان که همانند اين هتل داراي پيشينه تاريخي قدرتمندي دست کم به ميزان 200 سال قدمت باشند.
 
اين اتحاديه که روابط تنگاتنگي با همتايان خود در سراسر جهان به ويژه در فرانسه دارد،  روابط قدرتمندي با اين شرکت ها وموسسات تاريخي دارد که به طور مستمر وبه گونه اي قدرتمند، ضمن تداوم تاريخي  فعاليت ها و مديريت شان،  بنيانگذار و حافظان و ادامه دهندگان انواع سبک ها ، راهکارها و سنت هاي باارزشي در حوزه هاي تخصصي خود بوده اند.
 
 با توجه به الزامات جدي و قاطعي که اين اتحاديه براي پذيرش اعضاي خود دارد مي توان گفت که اين اتحاديه انحصاري ترين اتحاديه شرکت ها در جهان است و هتل هوشي خود افتخار مي کند که دراين اتحاديه به عضويت پذيرفته شده است. زيرا عضويت دراين اتحاديه براي هتل هوشي به تنهايي اين پيام را مي رساند که اين هتل با تاريخ غني و ميراث معتبرش در مديريت و توسعه مداوم و موفق خدماتش، به جهان و نيز به جامعه کنوني ژاپن ارزش ها و روش هاي کارآمد و مفيدي را عرضه ودرطول تاريخي دراز حفاظت کرده است. ارزش هايي  که امروزه  اين هتل را درجايگاهي فراتر از فرهنگ و فراتر از ميراث و تاريخ قرار داده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

مصاحبه با کاترین تفنگدار

خانم کاترین تنفگدار یکی از بانوان علاقه مند به بازی نرد است. ایشون با برگرداندن قوانین بین المللی و رسمی نرد به زبان فارسی کمک فراوانی به قانونمند کردن مسابقات تخته نرد کرده اند. همچنین کمک های ایشان به ترویج این بازی سنتی باعث شده امروزه علاقه مندان و جوانان بیشماری به سمت این رشته ورزشی جذب شوند.  

سلام مرسی از اینکه دعوت ما رو پذیرفتید و با ما گفتگو میکنید 
 
با درود به شما و همه دوستدارن تخته نرد ایران  و تشکر از اینکه بنده حقیر را مورد گفتگو قرار دادید
 
خوب به عنوان اولین سوال یفرمایید اولین باری که با تخته نرد آشنا شدید کی و چگونه بود ؟
 
 
تقریبا از کودکی شاهد بازی پدربزرگم بودم ولی از ده سالگی وقتی پدرم با شوهر عمه ام بازی میکردند و بخصوص وقتی کرکری میخوندن بسیار جذب این بازی شدم آهنگ زیبای تاس بر روی تخته ..صدای جابجا شدن مهره ها ... بخصوص که احساس میکردم این بازی تو ام با شوخی های ظریف و لطیف است واقعا جذاب بود
 
و شیرین ترین خاطره ای که از این بازی دارید؟
 
تو یک بازی حساس با یک حریف قهار سه بار پشت سر هم سه تاس رو گفتم و تاس ریختم و دقیقا همون تاس های مورد درخواستم اومد که البته باعث شد حریفم از سربازی بلند بشه و بگه تو تاس می گیری
 
 
جایگاه اخلاق - ادب و احترام رو در بازی کجا میدونید؟
 
 
به نظرم در هر نوع بازی و ورزشی و حتی در کل زندگی تواضع و ادب و احترام همیشه حرف اول را میزنه پس اولین گزینه در باره بازی نمایش شخصیت فردی است که همانا از ادب و احترام و اخلاق گرایی ناشی میشه
 
بی مناسبت نیست که به یک بخش از دیالوگ فیلم بیلیارد باز اشاره کنم که در فیلم پل نیومن ( ادی ) به بشکه مینسوتا می بازه و این بخشی از دیالوگ پل نیومن با  برت است شخصی که بر روی این بازی شرط بندی کرده
 
برت: من فکر نمی کنم هیچ بیلیارد باز حرفه ای تری از تو دیده باشم. تو استعداد بی نظیری داری
ادی: پس من با استعدادم. چی باعث شد ببازم؟
برت: شخصیت
ادی: اوه البته
برت: تو می دونی که من درست می گم. همه استعداد دارند. من هم دارم. فکر می کنی میشه استعداد نداشت و ساعتها بیلیارد بازی کرد و شرط بست؟ تو فکر می کنی مینسوتا بشکه تو کشور بهترینه چون استعداد داره؟ نه، شخصیتی که بشکه تو یه انگشتش داره تو کل هیکل تو پیدا نمیشه
 

یک جمله کلیشه ای . تخته نرد بازی مردونه است . نظر خودتون رو میفرمایید؟
 
به نظر من تفکیک بازی ها به مردانه و زنانه حرف درستی نیست بخصوص بازی های فکری ممکنه در بعضی بازی ها که قدرت بدنی و جسمی حرف اول رو میزنه بشه این جمله کلیشه ای بازی مردونه رو بکار برد ولی برای بازی فکری به نظر من چنین جمله ای بسیار عوامانه است چون در این دوران نمیشه گفت زنان از مردان از نظر تفکر عقب تر هستند...به هر حال شاید چون از قدیم در جامعه ایران این بازی رو مردها انجام میدادند این جمله به صورت کلیشه ای در اذهان باقیمانده ولی واقعیت نداره
 
 
اصولا خانمها برای چه تخته بازی میکنند؟  و چگونه میشود بانوان ایرانی زیادتری رو جذب این بازی کرد ؟
 
راستش من نماینده بانوان ایرانی نیستم و نمی تونم در این باره نظر قاطعی بیان کنم بجز نظر شخصی خودم که این بازی رو، هم یک بازی فکری میدونم و هم بازی پر از هیجان ...یک نوع مبارزه فکری و هوشمندانه ، بکارگیری تدبیر و تکنیک علیه تقدیر چون در این بازی با موقعیت هایی که تاس پیش روی بازیکن ایجاد میکنه  قابلیت چرخش بازی را به صورت شگفت انگیزی رقم میزنه ( که البته بازیکن با استفاده از هوش و مهارت و تجربه و تکنیک می تونه به نحو احسن از این موقعیت به نفع خود استفاده کنه ) که به نظر من یکی از جذابیت های بازی تخته است  و همین امکان و توان عوض کردن نتیجه بازی یکی از زیباترین کشش های شگفت انگیز این بازی است.
 
به طور معمول اگه بشه این بازی رو به صورت یکی از ورزش های فکری در کشور گسترش داد خودبخود بانوان بیشتری رو هم میشه به این بازی زیبا جذب کرد
 
 
معمولا چقدر بازی میکنید؟ چه انلاین چه رودرو ؟
 
من حدود 20 سال گذشته به صورت رودرو تقریبا زیاد بازی می کردم و حدود هفت هشت سالی هم در نت گامون به صورت آن لاین خیلی بازی میکردم که متاسفانه اخیرا بازی به صورت آن لاین روخیلی کمتر از سابق انجام میدم
 
ایا تخته نرد صرفا یک وسیله شرط  بندی است ؟
 
به نظر من شما در هر کاری می تونید صرفا شرط بندی کنید اگر اهل شرط بندی باشید حتی دیدم افرادی رو که بر روی شماره پلاک های ماشین ها شرط بندی میکنند...پس نمیشه این وصله رو به تخته نرد بست که آلت شرط بندی است و امیدوارم همانطور که بازی بلیارد ( که نماد شرط بندی در گذشته بوده )  در ایران رسمی شد این ورزش فکری و قدیمی هم جایگاه خود رو به دست بیاره
 
 
چگونه میشه اون ذهنیت بدی که نسبت به تخته وجود دارد رو از بین برد ؟
 
به نظر من هیچگونه دید بدی نسبت به تخته نرد که یک بازی باستانی است وجود نداره باز اشاره به پاسخ قبلی ام میکنم که وقتی ورزشی مثل بلیارد که در گذشته جایگاه خوبی در کشور نداشته و حتی باشگاههای بلیارد در گذشته معمولا مرکز خلاف بوده ولی الان شاهد هستیم که مسابقات بسیار خوبی در سراسر ایران برگزار میشه حتی از ایران تیم هم به خارج اعزام میشه ...پس میشه ذهنیت ها تغییر کنه و از یک ورزش و بازی صرفا جنبه مثبتش استفاده بشه و به دنبال حاشیه ها نبود
 
 
به غیر از تخته نرد چه بازیهای دیگری انجام میدهید؟


بازی های فکری دیگه البته صرفا فقط جهت بازی و سرگرمی و اگه موقعیتش پیش بیاد خیلی کم اسنوکر و دارت
 
 
بزرگترین درسی که از تخته نرد گرفتید چه بوده ؟ و تخته چه شباهتهایی به زندگی دارد؟
 
به نظرم بزرگترین درسی که تخته نرد به من داده این بوده که نباید به خودم غره  بشم همیشه متوجه شدم وقتی احساس غرور کاذب به بازیکن دست میده و حس میکنه بازی رو در حال بردنه تقریبا این بازی افسانه ای بازیکن رو تنبیه میکنه و نتیجه بازی به باخت منتهی میشه  این تقریبا در این بازی برای من یک ملکه ذهنی شده و متوجه شدم که مورد تنبیه واقع میشم و فکر میکنم همین امر مصداق زیادی هم در زندگی روزمره داره.....غرور می تونه آدم رو به قهقرا ببره
 و یک مورد دیگه اینکه هرگز نمیشه زود قضاوت کرد و ناامید شد چون تقدیر پیش روست و میشه از تقدیر و موقعیت به وجود آمده به صورت بهینه بهره برداری کرد چه در بازی چه در زندگی

چه راهایی برای به رسمیت شناخته شدن و تاسیس فدراسیون در ایران پیشنهاد میکنید؟
 
راهکارهایی که بشه مسئولین رو مجاب کرد که این بازی یک بازی فکری و باستانی بوده و در دنیا مسابقات جهانی صورت میگیره و میشه به عنوان یک شاخه از رشته ورزش های فکری در ایران محسوب بشه و به مسابقات جهانی نیز پیوست و ذهنیت آلت قمار بودن باید از اذهان عمومی نیز بدین طریق پاک بشه
ونیز شاید با ارائه تاریخچه تخته نرد در ایران...گزارش های مسابقات در خارج از ایران و گزارشی از اشتیاق بازی جوانان در داخل  ایران بشه به این هدف دست یافت
 
 
نظرتون در مورد تورنمنتهای تخته نرد چیست؟

 
به نظر من مسابقاتی که برگزار میشد ( مسابقات حضوری ) روز به روز در حال پیشرفت بود و هر دوره بهتر از قبل برگزار می شد و تقریبا با شکل گیری مسابقات از حالت پیک نیک و تفریحی به حالت مسابقات رسمی با اجرای قوانین رو به رشد بود
به هر حال اجرای مسابقات و کارهای گروهی همیشه خالی از مشکل نیست بخصوص که در این مورد اخیر ما یک گروه نوپا ودر حال توسعه بودیم شاید با یک نظر سنجی عمومی از بازیکن ها برای برگزاری مسابقات بشه اشکالات موجود رو رفع کرد
البته من به شخصه اجرای قوانین و داوری در مسابقات رو عامل بزرگی در پیشرفت این تورنمتها میدونم که ما داشتیم کم کم به صورت حرفه ای به آن شکل میدادیم به هر حال من مدتی است که در مسابقات حضور نداشتم امیدوارم که بهتر از قبل برگزار شده باشه
 
 
شما کمکهای بسیاری به گروه تخته نرد کردید . هدف و انگیزه شما چی بوده؟
 
البته این لطف شما رو میرسونه من تقریبا سعی کردم در این راه موثر باشم هرچند جزئی ولی هرچه که هم انجام شده تماما ناشی از عشق و علاقه قلبی من به این بازی جذاب بوده و انگیزه رسمی شدن این بازی یکی از امید ها و اهدافم بوده و البته نا گفته نمانه با دیدن پشتکار زیاد و
زحمت های فراوان آقای پرویز رخ که به تنهایی همیشه بار تخته نرد رو بدوش کیشده تشویق بیشتری شدم به سمت کمک کردن در این راه بخاطر هدف مشترکمان
 
شما از قدیمترین اعضای نتگمون هستید . کی و چگونه با این سایت اشنا شدید ؟ و الان نسبت به قبلا چه فرقی کرده؟
 
  با جستجو در اینترنت برای بازی تخته نرد آن لاین سایت نت گمون رو پیدا کردم و تقریبا هشت سالی است که در این سایت بازی میکنم و به نظر سایت بسیار خوبی است با امکانات نرم افزاری و گرافیک قوی و سرویس خوب و روز به روز هم در حال توسعه بوده و من به شخصه از مدیریت این سایت همیشه تشکر کردم
البته در یک سال اخیر هم در این سایت ایرانیان زیادی بازی می کنند که قبلا حضور بازیکنان ایرانی بسیار نادر بود و این خود نشانی از گسترش تخته نرد در ایران است
 
شما معمولا مسافرت زیاد میکنید .اوضاع احوال تخته نرد در دیگر کشورها مانند ترکیه قبرس ایتالیا و... چگونه است ؟ 
 
 البته من در سفرهام بازی تخته نرد رو دنبال نکردم ولی کماکان با این بازی در دیگر کشورها برخورد کردم و تفریحی هم بازی کردم یکی از کشورهایی که این بازی بسیار طرفدار داره ترکیه است که در استانبول این بازی رو شما زیاد می بینید بین مردم که در خیابان در کافه ها و تریاهای خیابانی و فضاهای عمومی در حال بازی هستند و همچنین درقبرس و یونان هم این بازی بسیار طرفدار داره به طوری که در مغازه ها فروشنده ها رو در حال بازی می بینید در اروپا هم من در کشور آلمان کلوب های تخته رو دیدم یا حتی کافه هایی که در یک طبقه بازی هایی جهت سرگرمی قرار میدند از جمله بازی های کامیپوتری و دارت و تخته نرد که با تخته های چرمی بازی میشه همینطور در آمریکا وانگلیس.  در ایتالیا هم طرفداران این بازی رو دیدم و اینکه اغلب اروپایی هایی که تخته بازی میکنند وقتی یک ایرانی رو می بینند در باره این بازی زیاد پرسش میکنند  که این باعث میشه شرقی بودن این بازی و اصالت تخته ایرانی رو یاد آوربشیم


چقدر فاصله بین تخته نرد بازهای ابرانی وخارجی وجود دارد ؟ چه از لحاظ فرهنگی- اخلاقی  و چه از لحاظ بازی؟
 
همانطور که گفتم من به صورت حضوری خیلی کم در خارج از ایران بازی کردم و نمیشه نظر کلی داد ولی از نظر نوع بازی بازیکنان خارجی با قوانین بین المللی که در نت گامون هم حاکمه بازی میکنند و معمولا هم بر روی تخته های چرمی که البته من بازی بر روی تخته های چوبی رو با صدای شگفت انگیز تاس بر روی چوب بسیار ترجیح میدم
 
از نظر بازی به نظر من بازیکنان ایرانی بسیار با تکنیک تر از بازیکنان خارجی هستند
از نظر فرهنگی و اخلاقی به نظر من همه جای دنیا شما می تونید افراد اخلاق گرا و با فرهنگ یا برعکس اش رو ببینید
اما از نظر کلی من به شخصه در بازی نت گمون تقریبا ترجیح میدم با بازیکنان ترک بازی نکنم هرچند که بازیکنان تکنیکی خوبی هستند ولی من از نظر اخلاقی و فرهنگی تجربه خوبی با این گروه نداشتم
 
 
فکر میکنید چطور میشه جذابیت تخته نرد رو  بیشتر کرد؟
 
بازی مگه از این جذاب تر هم میشه
 
 
صحبت پایانی با تخته بازهای جوون ایرانی ؟
 
شخصیت و منش در بازی بالاتراز برد و باخته 
 
مرسی از اینکه وقتتونو در اختیار ما گذاشتید
 
مرسی از شما که به من این فرصت رو دادید و باز هم از تمامی تلاش های بی دریغ شما آقای رخ در راه تخته نرد ایران تشکر میکنم واقعا -خسته نباشید  - آفرین بر پنجه و بازوت باد

با سپاس از وبلاگhttp://takhtehnard.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

رکوردهای جهانی ایران، منبع ویکیپدیا

آمار جالب از ویکیپدیا در مورد رکوردهای جهانی ایران در جهان

(هم مثبت و هم منفی):

 

بزرگترین صادر کننده پسته، زعفران، آلو،و خاویار.

حداکثر دمای ثبت شده سطح زمین (کویر لوت با 70.7 درجه سلسیوس)،

بیشترین تلفات انسانی در کوران برفی (مرگ 4000 نفر در سال 1972)،

بزرگترین واردکننده گندم،

بیشترین فرار مغزها،

بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و مؤسسات آموزش عالی،

بیشترین تشعشع زمینه ای،

بیشترین تعداد زمین لرزه های بزرگ،

دقیق ترین تقویم،

بیشترین مصرف مشتقات تریاک،

بیشترین تعداد تغییر پایتخت، باقدمت ترین کشور جهان،

میزبان بزرگترین جمعیت مهاجر جهان (اکثراً عراق و افغانستان)،

بزرگترین تولید کننده فیروزه،

بزرگترین منابع معدنی روی در جهان،

بزرگترین تولید کننده و صادرکننده فرشهای دست باف،

اما از همه جالبتر آمار زیر است که بهتر است بعد از خواندن آن

لینک زیر را هم بروید ببینید تا مطمئن شوید: بیشترین شتاب

پیشرفت در علم و تکنولوژی (%1000 در عرض 9 سال) جالب

است بدانید که این پیشرفت در سالهای 1994 تا 2003 یعنی

درست در زمان ریاست جمهوری خاتمی رخ داده است و

متاسفانه ما خودمان خبر نداریم. این آمار ساختگی نیست  

 

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_statistically_superlative_countries

با تشکر از وبلاگhttp://faslepanjomeomr.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

شعری از هیلا صدیقی عزیز

از خاکم و هم‌خاک من از جان و تنم نیست
از خاکم  و هم‌خاک من از جان و تنم نیست
انگار که این قوم غضب هم‌وطنم نیست
این‌جا قلم و حرمت و قانون شکستند
با پرچم بی رنگ بر این خانه نشستند
پا از قدم مردم این شهر گرفتند
رأی و نفس و حق، همه با قهر گرفتند
شعری که سرودیم به صد حیله ستادند
با ساز دروغی همه‌جا بر همه خواندند
با دست تبر سینه ی این باغ دریدند
مرغان امید از سر هرشاخه پریدند
بردند از این خاک مصیبت زده نعمت
این خاک کهن بوم سراسر غم ومحنت
از هیبت تاریخی‌ش آوار به جا ماند
یک باغ پر از آفت و بیمار به جا ماند
از طایفه ی رستم و سهراب و سیاوش
هیهات که صد مرد عزادار بجا ماند
از مملکت فلسفه و شعر و شریعت
جهل و غضب و غفلت و انکار به جا ماند
دادیم شعار وطنی و نشنیدند
آواز هر آزاده که بر دار به جا ماند
دیروز تفنگی به هر آینه سپردند
صد ها گل نشکفته سر حادثه بردند
خمپاره و خون و شب و درد مداوم
با لاله و یاس و صنم و سرو مقاوم
آن دسته که ماندند از آن غافله ها دور
فرداش از این معرکه بردند غنائم
امروز تفنگ پدری را در خانه
بر سینه ی فرزند گرفتند نشانه
از خون جگر سرخ شد این‌جا رخ مادر
تب کرد زمین از سر غیرت که سراسر
فرسود هوای وطن از بوی خیانت
از زهر دروغ و طمع و زور و اهانت
این قوم نکردند به ناموس برادر
امروز نگاهی که به چشمان امانت
غافل که تبر خانه ای جز بیشه ندارد
از جنس درخت است ولی ریشه ندارد
هر چند که باغ از غم پائیز تکیده
از خون جوانان وطن لاله دمیده
صد گل به چمن در قدم باد بهاران
می روید وصد بوسه دهد بر لب باران
قفنوس به پا خیزد و با جان هزاره
پر می‌کشد از این قفس خون و شراره
با برف زمین آب شود ظلم و قساوت
فرداش ببینند که سبز است دوباره 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا !!!!

 
The last man on earth is sitting alone in his room and all of a sudden a Knock on the door
.
.
.
.
 
.
.
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

و ناگهان ديدم در کنار فرعون ها و قارون ها که به بردگيمان

 مي خريدند و به بيگاريمان مي کشيدند، ديگراني نيز به نام

 جانشينان پيامبران سرکشيدند، روحانيان رسمي...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

نوشته ای از استاد حسن حسینی

تقدیم به همه زنان و مردان  ، چه روشن ضمیر و آگاه

 

چه دربند و اسیر افکار سیاه ....


تقدیم به همه ...

 

چه آنهائی که می دانند  ، چه آنهائی که نمی دانند ...

 

آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار .... سین . جیم

 

 


من به زنِ وجودم افتخار مي کنم


دلم می خواهد زن باشم... یک زن آزاد... یک زن آزاده


من متولد می شوم، رشد می کنم


 تصمیم می گیرم و بالا می روم.

 

 


 من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

چند نکته

طاووس امروز ممکن است پر گردگیری فردا باشد.

هر چقدر هم که غم و اندوهمان بزرگ باشد دنیا به خاطرمان صبر نمیکند.

جسور و شجاع باشید.انسان از نکرده ها بیشتر از کرده ها افسوس میخورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

سلامی دوباره

از آخرین پستی که گذاشتم بیشتر از ۳ ماه میگذره ‌‌. اما امیدوارم دوباره به نظم قبل برگردم و حتی بهتر از گذشته روند وبلاگ را پیش ببرم.        آغاز....
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

تاسف بخوریم...!

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛


فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛


فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛


فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛


فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛


فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛


فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛


فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛


فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛


فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛


فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛


فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛


فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛


فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛


فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛


فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛


فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛


فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛


فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛


فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛


فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛


فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛


فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛
فقر اینه که....
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

قوانینی که نیوتون کشف نکرده

-قانون صف: اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهدشد.
2-قانون تلفن: اگر شماره اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.
3-قانون تعمير: بعد از اينکه دست تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.
4-قانون کارگاه: اگر چيزي از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.
5-قانون معذوريت: اگر بهانه تان پيش رئيس براي دير آمدن، پنچر شدن ماشين تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين تان ديرتان خواهد شد.
6-قانون حمام: وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد، تلفن شما زنگ خواهد خورد.
7-قانون روبه رو شدن: احتمال روبه رو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد، افزايش مي يابد.
8-قانون نتيجه: وقتي مي خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي کند، کار خواهد کرد.
9-قانون بيومکانيک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.
10-قانون چاي: قبل از اولين جرعه از چاي تان، رئيس تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن چاي طول خواهد کشيد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

مرموزترین روستای ایران

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند.

به گزارش خبرنگار مهر در کرج‏، سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند.

نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند که به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.

مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور که تا کنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.

شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی کنند.

جایی که هرگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند

اینجا ایستا است؛ مرموزترین روستای ایران! جایی که هیچگونه امکانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله کشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می کنند.

گروهی از پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی، فقیه مشهور دوره مشروطه که با الهام از آرای تجددستیز او چنین زندگی را در زمانه تسلط مدرنیته سامان داده‌اند.

میرزا صادق مجتهد تبریزی از فقهایی بود که در هر دو حیطه نظر و عمل، بسیار بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاور‌هایش تاکید می‌کرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا می‌داد.

اهالی روستای ایستا واقع در شرق طالقان اوقات شرعی نماز را با شاخصه‌های خود استخراج کرده و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رویت خویش تعیین می‌کنند، به رویای صادقانه معتقدند، آنان به شدت منتظر ظهور امام مهدی ‌(عج) هستند.

فرزندان آن بعد از رسیدن به سن تکلیف مختارند که با آنان زندگی کنند یا به شهر تبریز بازگردند، هیچگونه فعالیت‌ سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمی‌کنند.

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، رادیو و تلویزیون و... استفاده نمی‌کنند.

کودکان آن روستا به سبک سنتی و مکتب خانه‌ای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید سواددار می‌شوند.

ساعت مچی و دیواری در محل زندگی "اهل توقف" وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانه‌های آنان به کار نرفته است.
آنان به نحو اسرارآمیزی از مردم فاصله می‌گیرند و کمتر کسی را به خانه خود راه می‌دهند.

از هر نوع مظاهر مدرنیته و تکنولوژی دوری می‌کنند و با این عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هاله‌ای از شایعات و سخنان عجیب را در اطراف خود پراکنده‌اند.

اهالی بومی طالقان که به درستی نمی‌دانند اینان از کجا آمده‌اند و چه مرام و مسلکی دارند، گاه آنان را اسماعیلی مذهب و زمانی دراویش ترک دنیا گفته قلمداد می‌کنند که در انتظار ظهور امام مهدی (آخرین پیشوای شیعیان) هستند.
 


http://www.bekhon.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

عجیب ولی واقعی....

Moborom = Mibaram
Moborom = Man Beram
Moborom = Barandeh Misham
Moborom = Miboram
Moborom = Moo Bur Hastam
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

سیر تکاملی دختران...!

سال1230 : (مرد):دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمیشم....
زن:آقا حالح یه غلطی كرد شما ببخشید!نا محرم كه خونمون نبود.حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!!
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.
سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
سال1400
دختر: بابا کی به تو اجازه داده با ماشین بری بیرون؟!! حالا درستت میکنم.

زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

30 استان 30 نامدار

1- تهران - محمد زکریای رازی
۲- خراسان رضوی - حکیم فردوسی
۳- اصفهان - محمود فرشچیان
۴- آذربایجان شرقی - ستارخان
۵- فارس - سعدی
۶- خوزستان - احمد محمود
۷- قم - شیخ کلینی
۸- کرمانشاه - شهرام ناظری
۹- آذربایجان غربی - مسعود پزشکیان
۱۰- سیستان و بلوچستان - یعقوب لیث صفاری
۱۱- گیلان - مجید سمیعی
۱۲- کرمان - هوشنگ مرادی کرمانی
۱۳- همدان - بابا طاهر
۱۴- مرکزی - امام خمینی
۱۵- یزد - محمد علی اسلامی ندوشن
۱۶- اردبیل - علی دایی
۱۷- هرمزگان - ناصر عبداللهی
۱۸- قزوین - عبید زاکانی
۱۹- زنجان - شهاب‌الدین سهروردی
۲۰- لرستان - عبد الحسین زرین کوب
۲۱- کردستان - بهمن قبادی
۲۲- گلستان - عنصرالمعالی کیکاوس
۲۳- مازندران - رضاخان
۲۴- خراسان شمالی - اُرُد بزرگ
۲۵- بوشهر - رئیس‌علی دلواری
۲۶- خراسان جنوبی - محمدحسن گنجی
۲۷- ایلام - مجتبی ملکی
۲۸- چهارمحال و بختیاری - سردار اسعد
۲۹- سمنان - ............................(به دلیلی حذفش کردم)
۳۰- کهگیلویه و بویراحمد - حسین پناهی

www.boghz.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

سعــــدآباد و نيـــــاوران با سرپرست تازه روح تازه مي‌گيرند؟

مديركل روابط عمومي، امور فرهنگي و اجتماعي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: دو مجموعه‌ي فرهنگي ـ تاريخي نياوران و سعد‌آباد به‌عنوان دو ابزار فرهنگي ويژه زير نظر بخش امور فرهنگي و اجتماعي سازمان قرار مي‌گيرند. حسن محسني با بيان اين‌كه من سرپرست اين دو مجموعه خواهم بود ولي اين مسؤوليت «پست» نيست، ادامه داد: مجموعه‌هاي سعد‌آباد و نياوران با‌زو‌ها و ابزارهاي اجرايي امور فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي هستند و از اين پس، بهره‌برداري از اين دو مجموعه زير نظر مديركل روابط عمومي، امور فرهنگي و اجتماعي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري انجام مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

يك مربي غارنوردي گفت: پنج سال پيش، محافظت از غار باستاني «پبده» را به مسؤولان استان خوزستان پيشنهاد كرديم؛ اما تا كنون هيچ اتفاقي  نيافتاده است و حتا يك نماينده را براي ديدن اين غار نفرستاده‌اند. حميد جهانبخش اظهار كرد: آن زمان، اداره‌ي ميراث فرهنگي و گردشگري در شهرستان لالي نبود و ما موضوع محافظت از غار پبده را با شوراي اداري مسجدسليمان، مسؤولان وقت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خوزستان و حتا نمايندگان مردم اين استان در مجلس مطرح كرديم، فيلم مستندي هم از اين غار تهيه و در شبكه‌هاي سراسري تلويزيون پخش شد. بسياري از مسؤولان از وجود اين غار شگفت‌زده شدند و به هيجان آمدند؛ اما موضوع در همين‌جا متوقف شد و اتفاق ديگري رخ نداد.

او با بيان اين‌كه متأسفانه خيلي‌ها به اين غار به‌عنوان اثر طبيعي نگاه مي‌كنند و آن را اثري تاريخي نمي‌دانند، گفت: در تمام دنيا، آثار را به سه ميراث قديم، معاصر و زنده تقسيم مي‌كنند و براي آن‌ها، يك اندازه ارزش قائل هستند، در حالي كه مسؤولان ما به ميراث زنده و معاصر بيش‌تر از ميراث قديمي كه اتفاقا غار پبده هم يكي از آن‌هاست، اهميت مي‌دهند.

اين مربي غارنوردي و كوه‌نوردي ادامه داد: در كشور‌هاي ديگر، كاري ندارند كه آتيلا ـ سردار قوم هون ‌ـ خون‌خوار بوده يا اسكندر مقدوني چه بر سر انسان‌ها آورده است، آن‌ها هر اثر تاريخي را كه از گذشته باقي مانده، درست محافظت مي‌كنند.

جهانبخش با اشاره به شرايط غار پبده، بيان كرد: دهنه‌ي اين غار به ارتفاع 15 تا 20 متر و طول آن حدود 100 متر است كه در رشته‌كوه زاگرس مياني و در تنگه‌اي به نام پبده قرار دارد. ارتفاع سطح اين غار از جاده 30 متر و فاصله‌ي آن از جاده 60 متر است.

 

به گفته‌ي او، در غار پبده ديوارنوشته‌ي خاصي وجود ندارد، چون ديوارنوشته‌ها از عصر آهن بوده‌اند. براساس آثار يافت‌شده از غار پبده توسط گريشمن ـ باستان‌شناس فرانسوي ـ كه اكنون در موزه‌ي لوور فرانسه نگهداري مي‌شوند، عمر اين سكونتگاه دوره‌ي پارينه‌سنگي است و قدمت آن 15هزار سال تخمين زده مي‌شود. حتا در كتاب ويل دورانت نيز نام اين غار آمده است.

اين مربي غارنوردي افزود: مسؤولان وقتي اين مطالب را درباره‌ي غار پبده مي‌شنوند، به وجد مي‌آيند، اما كاري براي حفاظت از آن نمي‌كنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

یک دلنوشته(با پوزش)

زمانی که بر آن شدم تا این وبلاگ را راه بیندازم با خودم پیمان بستم که سیاسی ننویسم

سیاست را بیخیال شوم                                                

اما این ماه انگار نمیشود

۱۶آذر

عاشورا

 سالگرد برخی اتفاقات                         

 

خون هموطنانم

 

باز هم میگویی نباید سیاسی باشم؟

برادر ای برادر گر که میخوانی مرا

نظر بده

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

یلدا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

روی گل شما به سرخی انار

شب شما به شیرینی هندوانه

خنده هاتون مثل پسته

و عمرتون به بلندای شب یلدا

یلداتون فرخنده...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

چرا ما اینگونه ایم؟؟

مدیریت بحران

چند طرح فوری برای حل مساله

چند روز تعطیلی عمومی

چند روز تعطیلی برای کودکان

طرح ناموفق زوج وفرد

...                           


حداقل از زمانی که من یادم میاید این مشکل وجود داشته.

روزهای آلوده همه دستپاچه میشوند و چند روز تعطیلی و بعد که آب و هوا کمی بهتر میشود مسولان  خوابشان میبرد تا سال بعد...


ولی آیا مشکل آلودگی تهران فقط خلاصه میشود به تعداد بالای خودروها؟

                                   

یا محاصره شدن تهران بوسیله انواع واقسام شهرکهای صنعتی مشکل اساسی است؟


و واقعا چرا ما اینگونه ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

مقصد شماره یک گردشگری

فرانسه» بار ديگر عنوان مقصد نخست گردشگري جهان را به خود اختصاص داد. روز گذشته «سازمان جهاني جهان‌گردي» در گزارشي، آخرين رده‌بندي خوداز مقاصد برتر گردشگري جهان را منتشر كرد كه بر اين اساس «فرانسه» امسال نيز همانند سال گذشته عنوان مقصد گردشگري شماره‌ي يك جهان را به خود اختصاص داده است.

 

به گزارش خبرگزاري فرانسه، پس از «فرانسه»، «آمريكا» نيز همانند سال گذشته در رده‌ي دوم اين رده‌بندي قرار دارد، اين درحالي است كه دكتر «طالب ريفاعي»، دبيركل «سازمان جهاني جهان‌گردي» پيش‌بيني كرد با توجه به رشد چشم‌گير صنعت گردشگري «چين» در طي ماه‌هاي اخير، اين كشور رتبه‌ي سومين مقصد گردشگري جهان را كه در حال حاضر در اختيار «اسپانيا» است، را به خود اختصاص دهد.

البته صنعت گردشگري اسپانيا تازه از شرايط ركود خارج شده كه حاصل آن رشد هفت درصدي گردشگران اين كشور در ماه جولاي در مقايسه با مدت زمان مشابه در سال 2009 بود.

اسپانيا همچنين از اول ژانويه تا پايان ماه آگوست، ميزبان 37 ميليون گردشگر بوده كه از رشد نيم درصدي نسبت به زمان مشابه در سال 2009 حكايت دارد.

با اين وجود اسپانيا هنوز با ثبت ركورد درآمد 47ميليارد يورويي از صنعت گردشگري كه در سال 2002 به دست آمد، فاصله دارد.

دولت چين نيز قصد دارد تا شرايط لازم براي جذب سالانه 100 ميليون گردشگر در سال 2020 را فراهم كرده و خود را به سومين مقصد گردشگري جهان تبديل كند.

آكادمي گردشگري چين (CTA) نيز در گزارشي پيش‌بيني كرده كه صنعت گردشگري اين كشور با رشد 13 درصدي در سال 2010، 205ميليارد دلار ارز وارد اقتصاد اين كشور كند.

سال گذشته نيز دولت چين اعلام كرد كه يكي از بزرگ‌ترين مجموعه‌هاي گردشگري جهان را در غرب شهر پكن ـ پايتخت اين كشور ـ مي سازد.

احداث اين مجموعه‌ي گردشگري در راستاي پروژه‌ي ساخت 10 مجتمع گردشگري در چين انجام مي‌شود. قرار است، اين مجتمع با بهره‌گيري از آخرين استانداردها و امكانات رفاهي از جمله هتل‌هاي لوكس و مكان‌هاي تفريحي ساخته شود.

براساس آمارهاي ارائه‌شده از سوي سازمان جهاني جهانگردي، در سال 2009 فرانسه ميزبان 74 ميليون گردشگر، آمريكا 55 ميليون و اسپانيا 52 ميليون گردشگر بوده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

اولین سرود ملی ایران

نام جاویدِ وطن

 

صبح امیدِ وطن

جلوه کن در آسمان

 

همچو مهر جاودان

وطن ای هستی من

 

شور و سرمستی من

جلوه کن در آسمان

 

همچو مهر جاودان

بشنو سوز سخنم

 

که "هم‌آواز"  تو منم

همهٔ جان و تنم

 

وطنم وطنم وطنم وطنم

بشنو سوز سخنم

 

که نواگر این چمنم

همهٔ جان و تنم

 

وطنم وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام و نشان

 

به تفاوت هر رنگ و زبان

همه با یک نام و نشان

 

به تفاوت هر رنگ و زبان

همه شاد و خوش و نغمه‌زنان

 

ز صلابت ایران جوان

"ز صلابت ایران جوان" (اجرای دوم: ز اصالت ایران کهن)

 

ز صلابت ایران جوان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

کتاب پیشنهادی

درود به همه خوانندگان وبلاگ و با پوزش از این که تازگیها کمتر آپم.

ولی در عوض یک کتاب خوب بهتان معرفی میکنم:

جامعه شناسی خودمانی

نویسنده حسن نراقی

بها:۳۰۰۰تومان

یک کتاب خیلی خوب و کوتاه تا بدانیم ما ایرانیها از لحاظ اجتماعی چه شخصیتی داریم.

بخوانیدش و سپس نظر دهید.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

نه بسته ام به کس دل...

نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر ان که او شد

چو دل به سینه نزدیک

به من هر ان که نزدیک

از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی

به یاد اشنا من

ستارها نهفتند

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

کوروش بزرگ فرمود

از پارس برآمدم. از پارسوماش. این گفته من است. کوروش پسر ماندانا و

 

 کمبوجیه. من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان ملال نرود. زیرا ملال

 

مردمان ملال من است و شادمانی مردمان شادمانی من. بگذارید هرکس به آیین

 

 خویش باشد. زنان را گرامی بدارید. فرودستان را دریابید و هرکس به تکلم قبیله

 

 خویش سخن گوید. گسستن زنجیرها آرزوی من است. ما شب و شقاوت را خواهیم زدود، زندگی را ستایش خواهیم کرد. تا هست سرزمین من آسمانی باد.

 که

 در او رودهای بسیاری جاری است. ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار.

 

 سحرآمیز، سرسبز و برکت خیز و شما را گفتم این بهشت بی گزند را گرامی

 

بدارید. سرزمین من توان شکفتنش بسیار است. سرزمین من، مادر من است. تا

 

 هست خنده شادی خیز کودکان خوش باد، تا هست شهریاری بانوان و آواز

 

 خنیاگران خوش باد. تا هست رودها بسیارتر و بسیارتر باد. از اندوه و عزا به

 

 دور باد سرزمین من. تا هست هرگز دلتنگی به دیدارتان نیاید. تا هست اندوه

 

 آدمیان مرده باد. به یادتان می آورم بهترین ارمغان آدمی آزادی است. باشد که تا

 

 هست از خان و مان ملتم عطر و ترانه برخیزد. مردمان ما شایسته آرامش و

 

 آزادی اند، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند. مردمان ما شایسته عدالت و

 

 علاقه اند، دودمانتان در آرامش، زندگی هاتان دراز، و آینده تان روشن تر از

 

 امروز باد، این آرزوی من است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  | 

وقتی یه دختر...

آقا نمیشود...!

ما هر چه سعی میکنیم فقط خبر بنویسیم نمیشود.

بالاخره به کمی دلنوشته هم نیاز است دیگر...

حالا دلنوشته های سیاسی

دلنوشته های احساسی

یا دلنوشته ها و پستهایی که هیچ ربطی به موضوعات وبلاگم ندارد.

این پست هم از گروه اینترنتی ایران الایو برایتان میگذارم

قابل توجه آقایان که کمی در گیرایی احساس خانمها یا مشکل مواجهند ...

        

وقتي يک دختر حرفي نميزند

 

 

 

ميليونها فکر در سرش مي گذرد
 

 

وقتي يک دختربحث نميکند

 

 

 

عميقا مشغول فکر کردن است
 

 

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

 

 

 

يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
 

 

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

 

 

 

يعني اصلا حال خوبي ندارد
 

 

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

 

 

 

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
 

 

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

 

 

 

آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
 

 

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

 

 

 

توجه تو را طلب مي کند
 

 

وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد

 

 

 

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
 

 

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

 

 

 

يعني واقعا دوستت دارد
 

 

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند

 

 

 

يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
 

 

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

 

 

 

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط مونا رجبعلیان  |